کد خبر: 1359253
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان

خبر که پیچید، ملتی گریست که رئیسی را نه در قاب تشریفات، که سر سفره بی‌تکلف روستا‌ها دیده بود. اما دومین سالگرد آن عروج دسته‌جمعی، با تقویم «جنگ رمضان» گره خورده است، جنگی که دشمن روی فروپاشی اجتماعی ایران شرط بسته بود و ملت، ورق را برگرداند. این هم‌زمانی تصادفی نیست. پرسش این است: میان خادمی که در مه گم شد و ملتی که در طوفان ایستاد، چه رابطه علّی برقرار است؟
توقف در پله سوم، کابوس یک انقلاب ناتمام: امام شهیدمان در ترسیم فرآیند پنج‌گانه تحقق اهداف انقلاب، صریح هشدار داده‌اند: ما سال‌هاست روی پله «دولت اسلامی» متوقف شده‌ایم. بیانیه گام دوم، فریادی برای شکستن این سکون بود. اما مشکل کجاست؟ مشکل این است که «دولت تراز» را اشتباه فهمیده‌ایم، آن را یک پروژه حقوقی- اداری دیده‌ایم، نه یک «انتخاب تمدنی». دولت تراز، پیش از آنکه به ساختار نیاز داشته باشد، به یک «دکترین حکمرانی» نیاز دارد. دکترینی که شهید جمهور با جان خود، آن را امضا کرد: «خدمت نه به عنوان فضیلت اخلاقی مسئولان، که به مثابه راهبرد امنیت ملی». 
خدمت، مهندسی اجتماعی به جای پوپولیسم دولتی: تفاوت «مدیر» با «خادم تراز» در چیست؟ مدیر، منابع توزیع می‌کند و مردم مصرف‌کننده منفعلند. اما خادم تراز با مردم «زندگی» می‌کند و در این زیست مشترک، یک دارایی نامرئی به نام «سرمایه اجتماعی» تولید می‌کند. سفر‌های استانی شهید رئیسی یک نمایش انتخاباتی نبود، یک مهندسی اجتماعی هوشمندانه برای ترمیم شکاف تاریخی ملت- حاکمیت بود. در این مدل، محرومان فقط یارانه دریافت نکردند، آنها «کرامت» یافتند و از حاشیه‌نشینان سیاست، به صاحبان اصلی میهن تبدیل شدند. این، بزرگ‌ترین زیرساخت یک ملت است، زیرساختی که در بانک‌های جهانی قابل اندازه‌گیری نیست. 
جنگ رمضان، روزی که «خادمان» سنگر شدند: بامداد آن جنگ تحمیلی، تحلیل دشمن ساده بود: ملتی که تحت فشار تحریم له شده، با اولین شوک امنیتی فرو می‌پاشد. اما چه شد؟ همان روستا‌هایی که شهید مظلوم شبانه به آنها رفته بود، به سنگر‌های اجتماعی کشور تبدیل شدند. «فقیران جنگی» که در دولت سیزدهم طعم کرامت را چشیده بودند، حافظان خط مقدم وحدت ملی شدند. این تاب‌آوری شگفت، محصول معجزه‌آسای یک دکترین بود: خدمت صادقانه، موشک نیست، اما کسانی را می‌سازد که زیر بارش موشک‌ها از میهن دفاع می‌کنند. شهید جمهور به ملت آموخت که این کشور صاحب دارد و صاحبش خود آنها هستند. 
نقشه راه: از اشک تا اقدام تمدنی: امروز «روز شهدای خدمت» نباید به یک مناسک سوگواری فروکاسته شود. این روز باید نقطه پرتاب ما از پله سوم به سوی «جامعه اسلامی» باشد. راه روشن است و نقشه آن با خون امضا شده:
یکم، معیار «خدمت‌محوری» باید به شاخص اصلی انتخاب و ارزیابی همه مدیران از وزیر تا بخشدار تبدیل شود، نه صرفاً در شعار که در سازوکار‌های رسمی انتصاب. 
دوم، «سرمایه اجتماعی» باید به‌عنوان یک مؤلفه امنیت ملی در بودجه‌ریزی‌ها و برنامه‌های توسعه دیده شود، نه یک محصول جانبی. 
سوم، الگوی «زیست با مردم» شهید جمهور باید از یک استثناء قهرمانانه، به یک «استاندارد حکمرانی» برای همه ادوار آینده ارتقا یابد. 
شهید رئیسی و یارانش در آن مه غلیظ، معمای توقف در پله سوم را با خود نبردند، پاسخ را روی میز ما گذاشتند و رفتند. معمای امروز ما این نیست که «چرا آنها رفتند؟» معمای واقعی این است: «آیا ما به دولت ترازی که آنها زیسته‌اند، عمل خواهیم کرد؟» پاسخ این پرسش را نه در اشک‌های سالگرد، که باید در الگوسازی انتصابات، ردیف‌های بودجه‌ریزی و در میز‌های خدمت نوشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار